تبليغاتX
نگاه جدید به محتوای اسلام
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 2:42  توسط فی سبیل الله  | 

سال روز میلاد دخت حیدر شیرزن کربلا برهمه ی پرستاران جهان مبارک باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:24  توسط فی سبیل الله  | 

رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت جبرئیل علیه السلام سؤال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟

جبرئیل فرمود، بله، (یکی از آن جاهایی که فرشتگان می خندند) زمانی است که زن بی حجاب و بدحجابی می میرد، و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت (پدر و برادر و شوهر) از خود غیرت نشان ندادند و او را نپوشاندند ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند.

همان، ص 172

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 19:18  توسط فی سبیل الله  | 

 

قدرت  تملّک  لذّت

سه کلمه ای  که برای هر انسان در هر زمان و هر مکان  با هر طرز فکر و بینش ، شامل تمامی نیازها

 

وخواسته های او می شود ، خواه پیغمبر باشد خواه حاکم ستمگر،پیر باشد یا جوان ، زن باشد یا مرد ،فقیر

 

 باشد یا غنی . هر چند باید دقّت کرد که این سه کلمه هم میتواند جنبه مقدس و الهی وهم جنبه حیوانی

 

وشیطانی پیدا کند، برای مثال میتوان عبادت را به مثابه لذت برای پیغمبر و یا شرب خمر را به مثابه لذت

 

برای مفسد در نظر گرفت،کسب مال وثروت نامشروع تملکی است برای فرد گنهکار و کسب باغها و کاخهای

 

 بهشتی از طریق عبادت و کمک به مردم تملکی است برای فرد با ایمان.  اگر سه حرف اول این سه کلمه را

 

کنار هم بگذاریم به کلمه قتل می رسیم به معنای کشتن و نابودی و برتری یافتن بر دشمن ، و جالب اینجاست

 

 که باز کلمه قتل کاربرد دو طرفه دارد یعنی هم میتواند قتل نفس اماره(امر کننده به بدی) و هم قتل نفس

 

لوامه(سرزنش کننده)باشد ، قتل نفس اماره برای پیغمبران ، امامان ، نیکان وصالحان خدا و قتل نفس

 

لوامه برای مفسدان ، گنهکاران و دشمنان خدا.حال به خود بنگریم و به بینیم که قدرت ، تملّک و لذت

 

 ما قاتل کدامیک از نفسهای ما می باشد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 21:20  توسط فی سبیل الله  | 

نیمه شعبان بر همه آزادی خواهان جهان مبارک باد.
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 10:29  توسط فی سبیل الله  | 

    میلاد حضرت علی اکبر بر همه جوانان حسینی مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 2:34  توسط فی سبیل الله  | 

چرا اسلام لباس سفید را توصیه می کند؟

1.که دلیلی عام بوده و از قدیم مردم آنرا می دانستند و می گفتند چون آلودگی را به سرعت نمایان می کند.

2.ولی باید گفت که دلیل علمی و شاید اصلی این کار این باشد که فیزیک جدید آنرا توجیح می کند و آن اینستکه رنگها در جذب و بازتاب امواج الکترومغناطیس متفاوت عمل می کنند و به ترتیب رنگ سیاه و سفید بیشترین و کمترین جذب وکمترین و بیشترین بازتاب را دارند، حال با دانستن این امر که امواج الکترومغناطیسی بیش از حد مجاز، برای بدن ما مضر می باشد می توان فهمید که چرا دین اسلام رنگ سفید را برای پوشش توصیه کرده ، زیرا با کمترین جذب این امواج مضر بیشترین دفع آنها را انجام می دهد.

 امواج الکترومغناطیس شامل امواج رادیویی، نور مریی ، امواج  فروسرخ ، امواج فرابنفش و پرتوهای خطرناک ایکس و گاما می باشد این امواج نه تنها در چند دهۀ اخیر توسط وسایل مختلف الکتریکی بلکه در همه زمانها توسط خورشید تولید می شوند و باید گفت که این دو موج آخری ( پرتوهای ایکس و گاما ) برای بافت های سطحی و درونی بدن ما بسیار خطرناک و سرطان زا محسوب می شوند که می توان با استفاده از پوشش های روشن و سفید از خطرات احتمالی آنها جلوگیری به عمل آورد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 17:4  توسط فی سبیل الله  | 

در باب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف ونهی از منکر را از این نظر می توان تشبیه کرد که اسلام همچون درخت تنومندی و سترگی است که در معرض بادها و طوفانهای مهیبی قرار دارد که اینها همان مکر و حیله استبداد و طاغوت و دشنه وخنجر منافقین می باشد که از جانب عفریت شیطان و نفس اماره انسانی می وزد تاکه برین درخت الهی- اسلام- که آنرا محمّد امین در چهل سالگی با کنار زدن گرد وخاک کفر و طاغوت سران قریش و مکه در دل مردمانی چون علی و خدیجه کاشت تخم این درخت را که همان قرآن محمّدی است با خون و عرق مجاهدت های مسلمین صدراسلام سیراب شد و کم کم جوانه گرفت وبا اینکه هسته آن در مکه به زمین زده شد ولی اولین شکوفه های سبزش در مدینه رویید که خود شاهدی بر این مدعا، عظمت و سترگی این درخت است، حال این نونهال حنیف تا زمانی که باغبانی چون محمّد را دارد از هر طوفانی در امان است هر چند هم که کوچک و تازه سر از خاک در آورده باشد ولی همین که محمّد مصطفی می رود انگار که لرزه ای براین نهال حنیف می افتد وشغالان و کفتاران اهریمنی صفت مدعی حفاظت و باغبانی از این نهال حنیف می شوند زیرا پوزۀ سگی آنها به آنها خبر داده که تا اندک زمانی چند این نونهال میوه خواهد داد و این زالو صفتان که فقط به فکر همین اند و بس و به حراست از این نونهال درخت اهمیتی نمی دهند. و باید با خود گفت که چه پست موجوداتی هستند که به همین سرعت سخنان آن باغبان مهربان و سخت کوش را فراموش کردند که بارها می فرمود جانشین من بعد از من برای باغبانی این درخت همانا علی است و بس ، ولی افسوسا وافسوسا... البته نباید فراموش کرد که اگر می خواست بسیار آسان این شیرخدا با نعره ای خیبری تمام آن شغالان وکفتاران را با هم فراری می داد ولی ذات باغبان از باغبان جدانیست که اگر چنین می کرد بیم آن می رفت که در فرار آن حیوانات وحشی آن نونهال حنیف زیر پاها و سمهای آن جانوران از بین رود و دیگر چیزی از آن باقی نماند و روزگار گذشت و گذشت تا که تک تک این شغالان مردن زیرا که میوۀ الهی برتن و جان کافران زهر و سرگین شتر است.حال اینک آن باغبان حیدری که دیگر سن به پیری می گذاشت محبوب همگان شده بود و گذر روزگار فقط تنها ریشها و موهای باغبان را سفید نکرده بود بلکه بر آن نونهال که دیگر درختی با شاخه های بسیار شده بود تاثیر گذاشته بود و در عین بزرگ شدنش شاخه هایش را آن وحشی صفتان شکسته بودند و باغبان اگرچه پیر شده بود ولی همچنان قوت و توان جوانی را داشت که مردان خدا این چنین اند که در جوانی پیری و در پیری جوانی می کنند بعد از کمی ترمیم شاخه های این درخت بزرگ با پمادی از جمل و صفین و نهروان حال نوبت کار اصلی بود تا با تکان دادن این شجرالهی با توان حیدری این باغبان پیر درخت پیل هیکل وبزرگ ولی کج شده صاف گردد ولی مثل اینکه اینبار هم روباهی مدعی پیدا شده بود که همانا با ساختن دیواری در کنار درخت قسمتی از شاخه های این سترگ درخت را طلب می کرد ولی اینبار شیر پیرما به جای صبر براینکه بنشیند تا روباه از میوه های درخت بخورد حملۀ جانانه ای بر این روباه طمع کار کرد زیرا این بار دیگر مانند قبل این درخت نونهال نبود که زیر دست و پا له شود بلکه باید این بار متجاوز را با قدرت از روی درخت به پایین پرت می کرد ولی وای وای که در این میان عقربی اهریمنی جان شیرما را گزید و اورا به شهادت رساند می دانم می دانم که این باور کردنی نیست که عقربی شیری را به زمین زند ولی...

با رفتن این باغبان هم گروهی از باغبانان عزم کردند که روبه را از روی درخت به زیر کشند ولی اینبار آن روباه دیگر روباه نبود زیرا با خوردن میوه های آن درخت تنور به اژدهای هفت سری تبدیل شده بود که سبب شد آن باغبانان مترسک نما رنگ خود را ببازند و از ترس باغبان جوان را که پسر همان باغبان پیر بود تنها بگذارند و او مجبور به عقب نشینی شود ولی با این شرط اساسی که آن اژدها فقط از میوه های درخت بخورد ولی به درخت آسیبی نرساند ولی قول مردانگی کجا وشرافت اژدهایی.

آن اژدها در هنگام مرگ پسر خود را جانشین خود کرد و اینبار قضیه با قبل به طور کامل فرق می کرد زیرا پسر آن اژدها با کمری بسته به تبر و دهانی پر ز می به سوی درخت می دوید تا درخت را از ریشه قطع کند بار دیگر نیز پسر دیگر باغبان پیر کمر به همت و مبارزه با این تبرزن دیوانه بست ولی اینبار فرق می کرد جای هیچ گونه عقب نشینی و صلحی نبود زیرا که اگر تعلّل روا می داشت چیزی از درختی که جد همین پسر باغبان کاشته بود باقی نمی ماند پسر باغبان با تمام شجاعت و شهامت، خود و خانواده اش را جلوی درخت قرار داد تا جلوی ضربات مرگبار و دیوانه وار این تبرزن مست و دیوانه را بر درخت بگیرند و با قطعه قطعه کردن بدن خودشان جلوی نابودی درخت جوان و بزرگ را بگیرند ولی با ضربات تبرزن بر بدن های این بزرگ باغبانان خون پاکشان بر پای درخت ریخته شد و نه تنها اجازه ندادند تا آن تبرزن تبری بر درخت بزند بلکه خون حیات بخششان مانند زمان جدش پسر باغبان در صدر اسلام این درخت را شکوفا گردانید زیرا آن اژدهای هفت سر خبیث با خوردن سر شاخ های درخت، آن را از شکوفایی و رونق انداخته بود اگرچه این مبارزه بین باغبانان و حیوانات وحشی سالیان دراز ادامه یافت ولی در نهایت به تثبیت این درخت کهن سال و تنومند تبدیل شد حال این درخت کهنسال و پر از میوه های سالم و خراب در دست ماست و ما مسئول و باغبان این درختیم.

باغبان هایی کوچک که با انجام وظیفۀ خود مانند حلقه های زنجیرهایی می شویم که در نهایت زنجیر قطوری را می بافد و به دور درخت گره می زند تا آنرا از خطر باد و طوفان محافظت کند که هر چند این درخت تنومند و پا در زمین است ولی باید دانست که آن بادها وطوفانهای شیطانی و جهنمی بسیار قوی می باشد و همچنین باید دانست که تنها همان رشته زنجیر قطور توانایی حفاظت از این درخت را دارد تا این درخت کج نشود و یا خدای نکرده با ریشه از زمین کنده شود

براستی که امر به معروف و نهی از منکر مانند همان حلقه های زنجیری است که در نهایت سبب نگهداری این کهن کوه سبز می گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 15:56  توسط فی سبیل الله  | 

در ذکر توبه و طلب توبه

ای پروردگار من، من نیز شرط می کنم که زین پس کاری را که تواش ناخوش داشته ای مرتکب نشوم و بر عهده می گیرم که عملی را که تواش ناپسند دانسته ای انجام ندهم و از هرچه معصیت توست دوری گزینم.

پاره ای از نیایش سی ویکم صحیفه سجادیّه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:52  توسط فی سبیل الله  | 

میلاد ششمین نور عالم مبارک باد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 22:56  توسط فی سبیل الله  | 

میلاد برادران آسمانی مبارک باد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 17:24  توسط فی سبیل الله  | 

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

خداوند امر و خداوند نهی

که من شهر علمم علیّم در است

درست این سخن قول پیغمبر است

گواهی دهم که این سخن راز اوست

توگویی دو گوشم بر آواز اوست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:10  توسط فی سبیل الله  | 

روایت شده است که روزی آن حضرت اولاد خود را جمع کرد و فرمود به آنها: ای پسران من وصیّت می کنم شما را به وصیّتی پس هر کدام که این وصیّت را حفظ کند ترسانیده و بی آرام نخواهد شد با آن وصیّت، و آن وصیّت این است، هرگاه، آمد به نزد شما شخصی و در گوش راست شما سرگذاشت و شنوانید شما را در کلمات ناخوش و ناپسندیده، پس سر گذاشت به گوش چپ و عذرخواهی کرد و گفت من نگفتم چیزی، قبول کنید عذر اورا یعنی با او کج خلقی نکنید و نگویید مثلاً دروغ می گویی، چه قدر بی حیایی، الان بگوشم ناسزا و ناپسند گفتی.

امام موسی کاظم(علیه السلام)

به نقل از منتهی الامال

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:8  توسط فی سبیل الله  | 

اومدم فقط اینو بگم که شما عاشقان وپیروان پیامبر

ناراحت نباشید ازاینکه بعضی ها در این زمونه پیداشدن

که به خودشون اجازه میدهند به پیامبرما مسلمونا بی

احترامی کنند من فقط در حقشون یک دعا(نفرین) میکنم

اونم اینکه الهی یه روز سرشون به سنگ بخوره و

مسلمون بشند و با شخصیت پیامبرآشنا بشند اون وقتکه

بدجوری می سوزند به حرفهایی که در دوران جاهلیتشان

زده بودند همون جوریکه مشابهش

را در صدراسلام زیاد دیدیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 6:26  توسط فی سبیل الله  | 

مبعث رسول عشق بر همه عاشقانش مبارک باد
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 5:55  توسط فی سبیل الله  | 

میلاد مولود کعبه مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:31  توسط فی سبیل الله  | 

بپرهیز از مزاح زیرا که آن می برد نور ایمان تو را و سبک می کند مروّت تورا، و بپرهیز از ملولی و کسالت ، زیرا که این دو منع می کند حظّ  تو را از دنیا و آخرت.

امام موسی کاظم(علیه السّلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 14:44  توسط فی سبیل الله  | 

می آمرزد حق تعالی هر گناهی را که مؤمن مرتکب آن شده و پاک می شود از آن در آخرت مگر دو گناه یکی ترک تقیّه در مواقع تقیّه و دیگر ضایع ساختن حقوق برادران دینی.

امام زین العابدین(علیه السّلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 14:43  توسط فی سبیل الله  | 

نیت

حلا امروز که به لطف خدا تونستم دومین روز وبلاگم رو بگذرونم خدارا بسیار سپاس گذارم باید بگم که اصلا برام مهم نیست که روزی چند نفر به این وبلاگ سر می زنند و شمارننده وبلاگ چه عددی رو نشون میده همین که فقط یک نفر با دیدن این دلش بلرزه بری دنیا وآخرت من کافیست اصلا اگه همون یه نفر هم نیاد مهم نیست مهم این است که در روزی که پدر پسرشو نمیشناسه مادر از فرزندانش فرار می کنه وثروتمندان ثروت خودشان را تکذیب می کنند و... آن روز اگه از من پرسیدن تو اون روزگار بلبشو که دنیا یک پارچه به سمت جهل و فساد می دوید تو چه کار می کردی  من لا اقل بتونم دهانم رو باز کنم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 14:43  توسط فی سبیل الله  | 

چرا دین اسلام می گوید خمس و زکات سبب افزایش برکت وثروت می گردد؟

درست است که درهنگام پرداخت خمس وزکات مقداری از ثروت خودمان را به دیگران واگذار می کنیم ولی با دیدی  دقیقتر متوجه می شویم که این عمل که اسلام آنرا واجب کرده در نهایت به سود ونفع خود ماست زیرا با پرداخت خمس و زکات قسمت عمده آن به نیازمندان میرسد این امر سبب می شود تا فاصله بین فقیر وغنی کم گردد چون اگر این امر در یک جامعه ایجاد گردد منجرب به ایجاد فساد وگروهها وباندهای جنایتکار می شود خوب حال باید بقیه سوال را به قول اقتصادانان جواب داد چون آنها می گویند که بین سرمایه گذاری و رشد اقتصادی وامینت اجتماعی واقتصادی جامعه یک رابطه کاملا مستقیم برقرار است حال اگر افراد یک جامعه به پرداخت خمس و زکات مایل نباشد درنهایت خود ضرر میکنند زیرا در نهایت بعضی از این افراد فقیرجامعه به خاطر فشار فقر دست به کارهای نادرست می زنند مثل ارتکاب به دزدی، رشوه ، باندبازی و... که در نهایت تمام اینها به ضرر سرمایه و کسب وکار فرد مذکور می باشد، که ضرری دوچندان بیشتراز سهم خمس و زکات فرد بر وی به جای می گذارد و در واقع باید گفت که خمس وزکات یک پیشگیری قبل از درمان است که برای درک آن باید شرایط جامعه را نظاره گر باشیم ونه فقط به پول جیبمان نگاه کنیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 14:42  توسط فی سبیل الله  | 

دو رکعت نماز شخص متأهل، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که شخص مجرد می خواند.

امام صادق(علیه السّلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1:51  توسط فی سبیل الله  | 

سورۀ مبارکۀ طور آیه 17

((فکهین بماءاتئهم ربّهم ووقئهم ربّهم عذاب الجحیم ))

ترجمه_مهدی الهی قمشه ای_: آنان به نعمتی که خدا نصیبشان فرموده دلشادندوخدا از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است.

راز آیه: اشاره دارد که خداوند بهشتیان را از عذاب دوزخ محفوظ داشته است بدین معنا که خداوند به آنها(بهشتیان) لطف کرده(و خواهد کرد) و آنها را بخشیده و درحالی که  خداوند می توانسته آنها را نبخشد وآنها وارد جهنم شوند، آن مهربان ذات آنها را از آتش دوزخ محفوظ داشته است که نشان از رحمانیت خدا دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1:50  توسط فی سبیل الله  | 

رازهای قرآن0

در این قسمت سعی می شود تا بخشی هر چند کوچک از این اقیانوس بیکران معرفت وعلم  از جنبه های مختلف آن برای شما برادران وخواهران عزیزم مطرح گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 0:28  توسط فی سبیل الله  | 

اسلام چیست؟

  در رابطه با اسلام باید گفت که اسلام مثل سایر مذاهب و مکاتب اللهی وغیر اللهی

    مانند یک کوزه نیست که بعد از مدتی از کار بیفتد و یا بشکند بلکه اسلام مانند آب

    حیاتی است که جان می بخشد زنده می کند وحیات می دهد این آب حیات <اسلام>

مایعی است که در هر زمان می توان آنرا متناسب با شرایط زمان ومکان درهرشکلی

درآورد و بجای آنکه تحت تاثیر ظرف وظروف قرار گیرد خود در آن ظرف اثر می

گذارد وآنرا گرانبها می کند ولی شرط دارد وشروط........

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 21:19  توسط فی سبیل الله  | 

کلام اول

نمی دونم از کجا شروع کنم ولی بهتر در این اول کار جهت گیریم رو مشخص کنم

ولی کدوم جهت گیری چپ راست غرب شرق شمال جنوب نه!!! هیچ کدوم را  آخه

راستش جهت گیری من اگه بشه وبزارند صراط آره همین صراط مستقیم خودمون 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:29  توسط فی سبیل الله  |